خرید بک لینک
اون موقع ها که شونزده هفده ساله بودم وبلاگ زهرا رو تازه پیدا کرده بودم و چقدر مطالبش رو دوست داشتم و مدام وبش رو پیگیری میکردم. درباره پست هاش هم اغلب نظر می دادم... یه بار بهم گفت اون موقع ها که براش نظر میذاشتم فکر میکرده یه آدم سی ساله هستم... به

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

احساس میکنم یه خورده ,فقط یه خورده :-) زشت و نامتعارف هست که بابیست سال سن، وقتی مریض میشم و قراره شربت دارویی بخورم مامانم شربت رو می ریزه تو قاشق و میذاره تو دهنم :| !!!! خب اگه دست خودم باشه که دارو نمی خورم :)

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

دلم می خواد برای مدتی از همه آدم ها دور بشم... حتی از اونایی که دوستشون دارم... دلم میخواد تنهای تنها، توی یه کلبه متروکه باشم... جایی که هواش همیشه بارونیه، جایی که هیچ آدمی جز من، اونجا نیست. توی اون کلبه بشینم و کتاب بخونم... شعر بخونم... فکر کنم.

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

مـــن بــہ پــایــانـے کــه در دلِ خــود،


آغـازے زیــبــا داشـتہ بــاشـد،مےانــدیــشـم.


مـن ، بــہ ایـن آغازِ زیــبـاســخــت امــیــدوارم...



برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

طرف با سی و چند سال سن، تحصیلکرده، یه روز اومده بهم میگه فردا می خوایم یه صفحه فلزی رو روی یه آتیش بذاریم،داغ که شد از روش بپریم تا هر ترسی که تو وجودمون هست ریخته بشه!!!! به منم پیشنهاد کرد که همراهش برم. بهش گفتم اینا خرافاته و من اصلا هیچ اعتقاد

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

خیلی خیلی خیلی زشت و نابجااست که از یه آدم عینکی

شماره چشمش رو بپرسید.

جواب این سوال واقعا شخصیه، لطفا نپرسید.


برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

انگار که همه چیز دست به دست هم داده اند تا مرا به گذشته ام برگردانند به گذشته های دور و نزدیک زندگیم. از آشنایی اتفاقی من و ندا و شکل گرفتن دوستی نسبتا عمیقمان بگیر تا حرف ها، نوشته ها، آشنا شدن اتفاقی«شاید اتفاقی»با ادم ها... آدم هایی که رفتارشان، گ

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

زمین و آسمان ز هم گسیخت ستاره خوشه خوشه ریخت و آفتاب در کبود دره های آب غرق شد هوا بد است تو با کدام باد می روی؟ چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمی شود ... هوشنگ ابتهاج

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

امروز دکتر«ن.ق» سر کلاس گفتند خیلی از آدمهایی که می بینید حاضر نیستند لحظه ای تنهابمونن، آدم هایی که مدام در پی برقرار کردن ارتباط با دیگران هستند،آدم هایی که حاضر نیستند ثانیه ای تنها باشند و برای تمام اوقات خودشون به دنبال حضور شخص یا اشخاصی هست

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

به او گفتم: نمیخواهم حرفی بزنم،سخت است حرف زدن. گفت: همیشه این امکان را بگذار که روزی حرف خواهی زد. گفتم: من واقعا خسته ام. گفت: آدم ها در طول زندگیشان آزرده می شوند، روحشان خراش بر میدارد، واتفاقا ارزش آدم ها به همین خراش هایی است که بر وجودشان

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

تصمیم میگیری شروع میکنی قرص و محکم جلو میروی خوشحالی از موفقیتت موفقیتت را می بینی و قرص و محکم تر میشوی به خودت افتخار میکنی و ناگاه، شـــکـــســـت میخوری... غصه می خوری از خودت بدت می آید خودت را مقصر باختت می دانی که واقعا هم هستی خودت را سرزنش م

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

از اینکه گاهی خیلی زودرنج میشم متنفرم. از این که اگه یکی تن صداش رو یه خورده روم بیشتر کنه ویا لحن حرف زدنشون باهام یه کوچولو بد باشه، و من بغض می کنم اگر چه خودم رو خنده رو نشون میدم متنفرم. از این حساس بودنم، از این زود بغض کردنم کلافه ام... ولی م

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

اینجایی که شجریان میخونه


آهای غمی که مثل یه بختک

رو سینه ی من شده ای آوار

از گلوی من دستاتو بردار


آدم دلش میخواد زااااااار بزنه باهاش...

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

به شکوه آنچه بازیچہ نیست بیندیش. من خوب آگاهم که زندگے،یکسر،صحنہ ی بازے ست؛ من خوب مے دانم. اما بدان که همہ کس برای بازے های حقیر آفریده نشده است. مرا بہ بازے کوچک شکست خوردگے مکشان. بہ همہ سوے خود بنگر وباز مے گویم کہ مگذار زمانْ پشیمانے بیافریند.

برچسب: نویسنده: آرتین میرزاده تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:23

صفحه بندی